تحقق یک رویا ; پرواز تا فراز قله ی دماند با پاراگلایدر

 

رویای پرواز تا بلندای قله ی دماوند با پاراگلایدر ، مصادف با 13 تیر ماه 1399 ، روز ملی قله ی دماوند تحقق یافت.

 

کوه دماوند ، این نماد ارزشمند ملی ، بواسطه ی فرم و موقعیت ژئوفیزیکی منحصر بفرد همواره از دیرباز نمایان گر مقاومت ، شکوه و عظمت در فرهنگ، ادبیات و تاریخی اساطیری این سرزمین بوده است و از جایگاه ویژه ایی نزد ایرانیان برخوردار است. این کوه با ارتفاع 5609 متر به عنوان بلندترین قله ی ایران و همچنین بلندترین آتشفشان نیمه فعال قاره ی آسیا نیز شناخته میشود.

 

در سالیان گذشته ، پرواز های متعددی از روی قله ی دماوند به سمت پایین و دشت لار صورت گرفته است ( حمل تجهیزات تا نوک قله و سپس پرواز به پایین )، اما همواره صعود تا قله با پرواز ، به واسطه ی ویژگی های خاص پروازی در جوار این قله نظیر ارتفاع بسیار بالا که اغلب با لایه های متعدد جریان هوا همراه است در کنار پایین تر بودن سقف لایه ی اینورژن از ارتفاع قله در اکثر روزهای سال همراه با خطرات احتمالی پرواز در نزدیکی کوه، آن را به چالشی محقق نشده تبدیل کرده بود که خود انگیزه ایی بود برای انجام چنین پروازی.

 

در نهایت ، پس از برنامه ریزی های متعدد ، رویای چنین پروازی در تاریخ 13 تیر ماه 1399 مصادف با روز ملی دماوند توسط خلبان سهیل باریکانی محقق شد. در این پرواز ، خلبان پس از تیک آف از سایت پروازی چنار شرق ( آبسرد ) واقع در 30 کیلومتری کوه دماوند، موفق به پرواز تا فراز قله ی دماوند میشود  و در نهایت لندینگ در دشت لار صورت میگیرد.

 

سهیل در رابطه با این پرواز اینطور بیان میکند که  ” قبلا بارها از بالای دماوند به سمت پایین پرواز شده بود. اما این فکر که شاید یک روز بتوانم با پرواز به بالای دماوند صعود کنم تمام سالهای پروازم ، همراه من بود. سالها منتظر یک روز خوب بودم تا بتوانم تمام مواردی که برای این پرواز در ذهنم آماده کرده بودم را عملی کنم. حدود ۲ ساعت در جنگ با این غول سفید بودم که هرچه به آن نزدیک میدشم به بزرگی و عظمتش بیشتر پی می بردم. هرچه بیشتر صعود میکردم به ارتفاع بلند آن بیشتر واقف می شدم. چندین بار خسته و نا امید شدم، از ۳۰۰۰ متر به بالا برای هر پانصد متر آن یک روش خاص جواب می داد. و سر انجام پس از اجرای هر آنچه در این سالها آموخته بودم ، برای اولین بار اجازه ورود به آسمان قله این کوه پر شکوه را یافتم و آن هم در روز ملی دماوند ”

ویدیو ی این پرواز زیبا را میتوانید در ادامه مشاهده نمایید :

 

پرواز با پاراگلایدر تا فراز دماوند :

 

در ادامه ، به انتشار تشریح بخش های مختلف این پرواز از زبان سهیل باریکانی میپرداریم :

 

 

بخش اول :

 

من می دانستم که برای رسیدن به دامنه مرتفع دماوند که حدود ۳۶۰۰ متر ارتفاع داشت ، می بایستی با حداکثر ارتفاع ممکن ، ارتفاعات دوبرار که نقطه پرتاب من به سمت دماوند بود را ترک کنم و فاصله ۱۵ کيلومتری تا پای قله را طی کنم، به همین دلیل تا جایی که ممکن بود صعود را تا به داخل ابرها ادامه دادم و حدود ۲۰۰ متر بیشتر به داخل ابر صعود کردم. در این نقطه بود که دوستانی که تا قبل این لحظه با من بودند را در داخل ابر گم کردم و البته برای پرهیز از برخورد ناخواسته هر کدام سعی کردیم به مسیر به دور از دیگری پرواز کنیم. در ارتفاع حدود ۴۵۰۰ متری از داخل ابرها به سمت نقطه روشنی پرواز میکردم به دنبال هدینگی به سمت دماوند بودم . توربالانس داخل ابر ها کمی اذیت کننده بود

تا اینکه …
دماوند را
دیدم

 

ویدیوی بخش اول پرواز صعود تا فراز دماوند :

 

بخش دوم :

 

پس از گذر از دشت مشا و حدفاصل دوبرار تا دماوند و رسیدن به دامنه مرتفع دماوند و صعود از آن تا حد فاصله حدود ۴۰۰۰ متری ، حالا وقت آن است که به سمت دامنه ی عمودی تر دماوند حرکت و با صعود از کنار پناهگاه ( بارگاه سوم ) ، خود را به دامنه پرشیب بالای ۴۵۰۰ متری نزدیک کرد. در این بخش شما بالای سر کمپ کوهنوردها پرواز خواهید کرد و گهگاه صداهایی را خواهید شنید که باعث دلگرمی خواهد بود. و حالا بعد از این جا شما با یک چالش جدی مواجه خواهید شد و آن تغیر باد در این لایه خواهد بود که اصولا از جنوب به سمت غرب تغییر می کند و همانطور که در انتهای فیلم مشخص است شما را به ضلع شرقی کوه هل خواهد داد. در این بخش من پس از رسیدن به ارتفاع ۴۵۰۰ متوجه شدم که ادامه این روند دیگر ممکن نیست و تصمیم به تغییر جبهه صعود گرفتم و شروع به حرکت رو به باد و دور زدن دماوند به سمت غرب کردم . این بخش با توربالانس زیادی همراه بود. تمام مدت زیر چشمی به سرعت زمینی خود نگاه میکردم که دامنه رو به باد این ارتفاع را برای صعود از دیواره پیدا کنم. هنوز دماوند بسیار مرتفع به نظر میرسید و حدود ۱۵۰۰ متر تا بالای آن باقی مانده است.

 

ویدیوی بخش دوم پرواز صعود تا فراز دماوند :

 

بخش سوم  :

 

حد فاصل ۴۴۰۰ الی ۵۰۰۰ متری دماوند.

صحنه هایی که در این کلیپ ۳ دقیقه ای ( در ادامه ) میبینید یکی از بخش های صعود به دماوند بود ، حد فاصل ارتفاع ۴۴۰۰ تا ۵۰۰۰ متر. ناحیه ای توربالانسی به همراه ویندشیر ۲ لایه باد جنوب شرق و جنوب غرب با اختلاف سرعت حدودا ۱۰ کیلومتر بر ساعت.

 

در ضلع جنوب غربی دماوند بر روی رشته های برفی رم دوربین گوپروی روی سرم پر شده بود و پایه گوپروی ۳۶۰ شکسته بود اما دلم نمیومد که این صحنه ها ثبت نشه و دوربین را در دستم گرفته بودم. دما هوا ۸ درجه بود و من هنوز انرژی کافی داشتم. به دلیل گرادینت دما متوسط ترمالهایی که مچرخیدم بین ۳ الی ۴ متر برثانیه بود اما با توربالانس زیادی همراه بود و من مدام مجبور به کنترل بال بودم . این بخش انرژی زیادی از من گرفت و اگر به فیلم دقت کنید توربالانس زیاد در ۲ مورد من را وادار به ترک ترمال برای استراحت و اصطلاحا نفس گیری می کرد و مجددا به شعاع های خارجی و نرم تر ترمال برگشتم. کومولوس های بالای سرم به طور چشمی هنوز در ارتفاع حدودی ۵۴۰۰  متری  بود و من می بایست تحمل میکردم تا سقف ابر بالاتر برود و به ۵۷۰۰ برسد.

 

طبق برسی های قبلی در این فصل من تنها در یک بازه ۱ ساعته فرصت صعود به بالای قله را داشتم ، حدود ۱ الی ۲ بعد از ظهر و بعد از آن به دلیل جوشش بیش از حد ابر قله داخل ابر فرو می رفت.

 

در فیلم میزان توربالانس و سختی کنترل بال مشهود می باشد ، در این بخش ، چند سری این پروسه ارتفاع گرفتن تکرار می شد و پس از سیکل های ۳ دقیقه ای حدودا صعود ۲۰۰ الی ۳۰۰ متری چند دقیقه ای استراحت میکردم و دوباره به مرکز لیفت بر میگشتم. بعد از هر تلاش نگاهی به قله می انداختم اما انگار نه انگار که من در حال صعودم ، همچنان قله در فاصله دوری از من ایستاده بود و گویی به من میخندید. هیچ تغیری در ابهت این کوه رخ نمی داد و همچنان ایستاده در مقابل من بود. کم کم که به ۵۰۰۰ که نزدیک میشدم فعالیت بیش از حد من برای کنترل من را به نفس انداخته بود در حالی که من بارها ارتفاع های بالای ۶۰۰۰ را هم تجربه کردم بودم. اما چند نکته مثبت هم وجود داشت که کمک بسیاری در این پرواز به من کیرد و آن هم پرواز با بال کلاس C که کنترل آن در این شرایط آسان بود و من با ماکزیمم لود آن پرواز می کردم.

 

ویدیوی بخش سوم پرواز صعود تا فراز دماوند :

 

بخش چهارم :

 

پس از صعود به ارتفاع بالای ۴۵۰۰ با چالش جدیدی مواجه شدم و آن هم عدم فعالیت ترمیک دیواره ها بدلیلی که من نمی دانستم بود. جهت باد تغییر کرده بود و من شروع به دور زدن دماوند به سمت غرب کردم و در ضلع غرب – جنوب غربی بود که با توجه به سرعت زمینی دامنه رو به باد را پیدا کردم و با استفاده از تکنیک 8 روی دیواره مشغول به صعود شدم در ارتفاع حدود ۵۲۰۰ متوجه شدم که به دلیل افزایش باد در لایه های بالا به شکل وحشتناکی بال لیفت حدود ۶ متر بر ثانیه با توربالانس زیاد در حال صعود بودم و اگر همین طور به صعود ادامه میدادم قطعا پس از رسیدن به قله به سمت پشت قله شوت می شدم. به دلیل گردینت دما و رگه های برف قدرت صعود ترمال ها بسیار افزایش یافته بود و اکثرا با لیفت بالای ۵ مواجه بودم. دیواره را رها کردم که ناگهان چشمم به ابر کمولوسی افتاد که حدود ۴۰۰ متر دورتر از من در حال جوشیدن بود ، به سمت آن حرکت کردم و به ناگاه گویی تمام مشکلات و سختی ها پایان یافته. ترمالی تقریبا نرم با نرخ صعود حدود ۵ الی ۶ متر بر ثانیه که مرا با دیریفت خود تا نوک قله برد.

 

به دلیل باد زیاد و خطر ونتوری نوک قله ترجیح دادم در ۱۰۰ متری قله بمانم و دیگر به آن نزدیک نشوم- سرعت تریمم حدود ۳ کیلومتر بر ساعت بود !. صدایی که می شنوید صدای ارتفاع سنج من است که در حال نشان دادن نرخ صعود است . حدود ۶ متر برثانیه یعنی حدودا ۴۰۰ متر در دقیقه و در طول این فیلم من حدودا ۷۰۰ متر صعود کردم .کوهنوردان می دانند که ۷۰۰ متر آخر قله یعنی چه اما من به راحتی مشغول صعود و تماشای زیبایی قله بودم.

 

ویدیوی بخش چهارم پرواز صعود تا فراز دماوند :

 

 


باشگاه پروازی کلودبیس
مجری دوره های آموزشی پرواز با پاراگلایدر
نمایندگی کمپانی های پاراگلایدینگ جین گلایدر و اوزون در ایران